در شماره سوم تزرو و به قلم پوریا جهانشاد خواهید خواند : رومانتیک بودن یا نبودن؛ پرسش هایی از تئوری روانکاوانه هنر


همه ما بارها و بارها این جمله را شنیده ایم که هنرمندان حساس اند. این جمله را طی سال های اخیر احتمالاً بیش از همه در برابر واکنش هنرمندان به مرگ و رویدادهای تراژیک شنیده ایم؛ جائیکه هنرمند در برابر دوربین های تلویزیونی اشک در چشمانش حلقه می زند و مجری برنامه با ژستی که در برابر احساساتی شدن هنرمند، سخت عاقلانه-مردانه می نماید، او را ( هنرمند را) انسانی لبریز از احساس می خواند. در جامعه ای که عقلانیت و منطق به‌عنوان ویژگی مردان ستایش می‌شود و احساس گرایی همچون نقطه ضعفی زنانه تلقی می‌شود، احساس گرا خواندن هنرمندان به‌خوبی جایگاه هنر و هنرمندان را در طبقه بندی امور در جامعه نشان می دهد؛ هنرمند فارغ از جنسیتش، همچون زن موجودی است پیچیده که نیازمند کشف و شناخت است و همچون او فاقد قابلیت های لازم برای حضور در عرصه های سیاسی-اجتماعی است. به راستی می توان در جامعه تمایزی برای هنرمند از غیر هنرمند قائل شد؟ گستره پاسخ به این سوال پژوهشی است که پوریا جهانشاد در این شماره از فصلنامه با تحلیل و بررسی آراء متفکران و روانکاوان در این زمینه به رشته تحریر  در آورده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *