خطاب به خوانندگان محترم فصلنامه

یکی بر سرِ شاخ، بُن می‌بُرید

از اهداف اصلی «فصلنامه سراسری هنر، ادب و گردش تزرو» آن است که خوانندگان خویش را از مطالب و سخنان تازه بهره‌مند سازد؛ نه آنکه وسیله‌ی اشتهار نویسندگان خود شود یا حتی به معرفی آنان بپردازد؛ (چرا که به فراخور نویسندگان عالی قدری با نشریه همکاری داشته و دارند که نه نیاز به معرفی دارند و نه تبلیغی جهت اشتهار آنها) هرچند که این امر نیز خود به خود حاصل می‌شود. این کار مجلات تبلیغاتی است که با ترفندهای گوناگون برآنند تا کالایی را- نه آنگونه که هست بلکه آنگونه که مشتریان انتظار دارند- به آنان بنمایانند.

در «فصلنامه سراسری هنر، ادب و گردش تزرو»، محور اصلی «موضوع» است و پس از آن «مخاطبان». حال در این میان، نویسنده نیز چگونه معروف حضور خوانندگان شود، سخنی است که در درجه‌ی اول اهمیت قرار ندارد. در حقیقت این خوانندگان هستند که نویسنده یا شاعر خود را برمی‌گزینند و بسیار دیر نیز به او اعتماد می‌کنند؛ زمانی بس دراز که گاه از طول عمر هنرمند و نویسنده نیز افزون‌تر است. به همین خاطر است که در هر زمانی از میان خیل انبوه هنرمندان و نویسندگان در حوزه‌های مختلف، تعداد آن‌هایی که در هر قرن مورد اعتماد مردم قرار می‌گیرند، از تعداد انگشتان یک دست نیز کمتر است. در حقیقت، آنچه سبب استقبال مردم از هنرمند و یا نویسنده خویش می‌شود، نه تنها هنر اوست که فراتر از آن، صداقت، امانت‌داری، جسارت، شجاعت، خردورزی و مهم‌تر از همه مرگ هنرمند است. در حقیقت آنچه سبب جاودانگی و اشتهار واقعی وی می‌شود، مرگ اوست. هیچ انسان خردمندی قبل از مرگ هنرمند و یا نویسنده خویش به ستایش وی برنمی‌خیزد. چراکه هراس آن را دارد که همین فرد، فردا با تکیه بر همین اشتهار خویش به تملق‌گویی و دست‌بوسی صاحبان قدرت، که نیازمند ستایشگران مشهورند، بپردازد. چنان که بسیار اتفاق افتاده است و دیده‌اید و دیده‌ایم. مردم ایران نیز باهوش‌تر از آنند که هنرمندی را نیازموده مشمول ستایش خویش سازند. متأسفانه دنیای مجازی، شبانه‌روز، در حال القای توهم اشتهار بین چنین اشخاصی است.

با التفات به این موضوع، بسیاری از دوستان، وقت صرف کردند و صادقانه حاصل تحقیقات خویش را برای مجله ارسال داشتند؛ و قلیلی مطالب که آن بار تحقیقات را در خود نداشتند را نیز با آغوش باز پذیرفتیم و جای هیچ گله‌ای نیز در این میان نیست؛ چون آنچه دریافت شده بود از حد توانایی ارسال‌کنندگان آن کمتر نبود.

در همه‌ی جهان هیچ مجله‌ی بی‌طرفی وجود ندارد و بی‌طرف‌ترین مجلات نیز حداقل از یک چیز طرفداری می‌کنند و آن، اعتبار و آبروی خویش است. بنابراین در مقابل هر عاملی که این دو را با خدشه روبرو سازد، واکنش نشان می‌دهند. یکی از مواردی که می‌تواند اعتبار مجله را به مخاطره اندازد، چاپ و انتشار مقالاتی است که با چارچوب‌های ترسیم‌شده‌ی مجله مغایرت داشته باشد.

مجله‌ی تزرو آمده است تا بماند و بر غنای فرهنگی این مرز و بوم بیفزاید. بنابراین وظیفه‌ی خود می‌داند هر نوشته‌ای را که به مجله ارسال می‌شود- حتی اگر شعر سپید باشد و تشخیص آن از آثار منتشرشده سخت باشد- با وسواس تمام مورد واکاوی قرار دهد و سپس به چاپ و انتشار آن بپردازد. آنچه برای مجله‌ی تزرو از همه مهم‌تر می‌نماید، اعتماد خوانندگان آن است و مجله‌ی تزرو برای پاسداری از این اعتماد، خود را ملزم می‌داند هر مطلبی را قبل از انتشار به محک تحقیق بیازماید و سپس آن را منتشر سازد. حتی اگر به مذاق بسیاری از نویسندگان و هنرمندانی که مطالب خود را برای این مجله ارسال می‌کنند، خوش نیاید. و حتی اگر مسؤولیت هر نوشته‌ای متوجه نویسنده‌ی آن باشد.

شماره نخست «فصلنامه سراسری هنر، ادب و گردش تزرو» میزبان دوستداران فرهنگ و هنر در تابستان امسال بود. نشریه به نام تزرو یا همان مرغ قرقاول، که بالش را از شهر اصفهان گشود و به جای جای ایران سرک کشید. آنچه آرزوی ماست پیشکش کردن نشریه ای شایسته برای مخاطبان آن است. به این خاطر نیز تلاش کرده ایم از نظر محتوای نوشتاری و غیر نوشتاری بهترین کار ممکن را بر اساس داشته هایمان انجام دهیم و در مرحله چاپ و نشر نیز از بالاترین استانداردهای موجود بهره ببریم تا کاری در خور عرضه کنیم. هدف از انتشار این نشریه آن است که در کنار نشریات وزین کشور –که پیام رسان فرهنگ، هنر و ادب هستند- بتواند با نگاهی بی طرفانه، جامع نگر، تحلیلی و نقادانه به نظریات، رویدادها و جریانات مرتبط بپردازد.

در امتداد رویکرد شماره ی نخست فصلنامه، که به «انسان معاصرشهری» پرداخته شد، بر آن شدیم که در شماره دوم به «حاشیه» بپردازیم و آن را در جهان هنر، ادب و گردش از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار دهیم. «حاشیه» ای که تصور می رود در برابر «متن» قرار گیرد و با چرایی جایگاه اش مواجه شود. همچنین به این موضوع پرداختیم که چرا جریاناتی را به عنوان «حاشیه» می شناسیم و در دنیای کنونی چه جایگاهی دارند، همچنین علل در حاشیه ماندشان چیست و کارکردشان کدام است.

نزدیک به یک ماه از انتشار شماره دوم نشریه می گذرد و اینک که در پی انتشار شماره سوم نشریه هستیم بیش از پیش مخاطبان خود را به خود نزدیک می بینیم و می دانیم آنچه که به مخاطبان خود پیشکش می کنیم برآیند آنچه خواهد بود که آنان خواهان آنند. حمایت و همراهی شما مخاطبان گرانقدر برای همه همکاران تزرو که صادقانه و بی ادعا تلاش می کنند، ودیعه ای ارزشمند و بزرگ است و امیدواریم تداوم داشته باشد.

با احترام

سردبیر سهند منشی

به نمایندگی از اعضای شورای سردبیری «فصلنامه سراسری هنر، ادب و گردش تزرو»


 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *